همیشه منتظر .‌‌‌..

خرید بک لینک

براى عوض کردن زندگیمان، براى تغییر دادن خودمان هیچ گاه دیر نیست.
هر چند سال که داشته باشیم، هرگونه که زندگى کرده باشیم، هر اتفاقى که از سر گذرانده باشیم، باز هم نو شدن ممکن است. حتى اگر یک روزمان درست مثل روز قبلش باشد، باید افسوس بخوریم.
باید در لحظه و در هر نفسى نو شد. براى رسیدن به زندگىِ نو باید پیش از مرگ مُرد .

کتاب «ملت عشق»

همیشه منتظر .‌‌‌.....

ما را در سایت همیشه منتظر .‌‌‌.. دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 32 تاريخ: جمعه 1 دی 1396 ساعت: 6:30

غیبت بقیه خانم ها نباشد، ملکه انگلستان علاقه عجیبی به جشن تولد دارد و با اینکه ۸۸ سال از عمرش گذشته ولی همچنان دوست دارد با هیجان بیشتری برای خودش جشن تولد بگیرد. تاریخ تولد برای خانمها یکی از بنیادی ترین مساعل زندگی است. خودمان و خودتان (پسرها) را نگاه نکنید که سال به سال تولدمان میگذرد و تازه وقتی یکی از آشنایان تبریک میگوید یادمان میافتد که ای دل غافل، یک سال دیگر هم رفت. برای خانها تولد از نان شب هم واجب تر است اگر زن گرفتید هم مواظب باشید که تاریخ تولدش را فراموش نکنید چون اگر یادتان برود اول با این خیال که قصد دارید سورپرایزش کنید چیزی نمی گوید اما بعد که مطمعن شد از حیات ساقطتان میکند از ما گفتن بود.الیزابت دوم، ملکه سلطنتی انگلستان مثل بقیه خانم ها هنوز هم که هنوز است از شمارش سالهای عمرش خسته نشده است. همیشه هم سر ماجرای تولدش کلی داستان درست میشود بس که این ملکه مثل دخترهای ۱۵ ساله میماند. یکبار که برای تفریح و گردش به خیابانها آمد یک نفر به او شلیک کرد که البته شانس آورد که روز تولد و مرگش را یکی نکرد ولی ملکه فهمید که از سال بعد زیاد ناپرهیزی نکند و در همان کاخ شمعش را فوت کن و کیکش را بخورد. (فانتزی دانش از مجله دانستنیها) همیشه منتظر .‌‌‌.....ادامه مطلب

ما را در سایت همیشه منتظر .‌‌‌.. دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 54 تاريخ: جمعه 1 دی 1396 ساعت: 6:30

بیا برویم به صد و پنجاه سال قبل ، به خانههای حوض دار ، به اتاقهای توو در توو، من پاییز که شد انار دانه کنم برایت با گلاب و شکر، شبها درز پنجرهها را با ملافه بگیری که سرما توی تنمان نرود، بنشینیم دور کرسی، از حجره بگویی برایم و کسب و کارت. لبخند بزنم و سیب پوست کنم بعد از شامت بخوری که خستگی درکنی ، دراز کشیده باشی لا به لای حرفهایت سکوت بشود، دنبال چشمهایت بدود نگاهم بفهمم که خوابی و لحاف را روی تنت صاف و صوف کنم، بیا برویم به صد وپنجاه سال قبل ، به همان جایی که تا زمان پیر شدنمان ، یادم نیاید کِی گفتی دوستم داری ، یادم نیاید کِی کادوهای یک دفعه ای گرفته باشی برایم ، ولی خوب بخاطر بیاورم لا به لای ملافه هایی که لای درزهای پنجره میگذاشتی چقدر 'دوستت دارم' بوده ، بیا برویم به صدوپنجاه سال قبل به واقعیت ، به پای هم دیگر پیر شدن به ماندن ، به با لباس سفید رفتن با کفن سفید برگشتن ، بیا فاصله بگیریم از امروزی بودن ها از ماهگرد گرفتن ها و سالگرد گرفتن ها ، از کادو های یک دفعه ای از دوستت دارم های تلگرامی ، از امروز بودن ها و فردا رفتن ها ، بیا فاصله بگیریم از این همه مجازی بودن ، بیا برایت انار دان کنم با گلاب و شکر ، بیا لای درزهای پنجره ها را با ملافه بگیر که سرما توی تنمان نرود ، بیا اصلا حرفی نزن نگو دوستم داری اما واقعی باش ، این دنیای امروز دارد حال همه را بهم میزند.(نویسنده همیشه منتظر .‌‌‌.....ادامه مطلب

ما را در سایت همیشه منتظر .‌‌‌.. دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 51 تاريخ: جمعه 1 دی 1396 ساعت: 6:30

عزیزانی که تهرانن توجه کنن خواهشا حتما هرشب دو لیوان شیر نارگیل درست کنن بخورن.

تاثیری تو آلودگی ها نداره ولی خوشمزه اس عوضش :)



+ بد بود خندیدی؟ ها پس ناسزا نگو برادر من :))

همیشه منتظر .‌‌‌.....

ما را در سایت همیشه منتظر .‌‌‌.. دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 58 تاريخ: جمعه 1 دی 1396 ساعت: 6:30

در حافظه ی تاریخ بشر، نام سه ارنست به یادگار مانده است؛ ارنست همینگوی، ارنست چه گوارا و دکتر ارنست (شوهر آنا) به رغم آنچه در بادی امر به نظر میرسد، این سه ارنست شباهت های فراوانی به همدیگر دارند. هر سه مدت زیادی در اقصی نقاط جهان به سفر مشغول بودند، هر سه اولاد قابل توجهی از خویش به جا گذاشتند، دوتایشان به مرگ غیر طبیعی و با شلیک گلوله مردند، دوتایشان به تحصیل پزشکی پرداختند، دوتایشان همسران فراوان اختیار کردند و هر سه نفر ریش داشتند. با این همه، چه گوارا یک فرق عمده با آن دوتا داشت؛ در مورد ملیت وی حرف و حدیث بسیار است. پدرش ایرلندی بود و ایرلندی ها انسانهایی پرشور هستند که به این راحتی، از خیر چنین قهرمانی نمیگذرند. مادرش اسپانیولی بود که خب بدبختی، اسپنیش ها هم آنِ پرشوری را دارند (گاوبازی هایشان که خاطر مبارکتان هست) و دلیلی نمیبینند که به چشم به هم زدنی، چه گوارا را به ملل دیگر واگذار کنند. از کودکی و بالشِ ( از مصدر بالیدن) نوجوانی اش در آرژانتین بود، با انقلاب در کوبا به شهرت رسید، مدتی در کنگو مبارزه کرد، زن اولش پرویی بود و سرانجام در شیلی کشته شد. کلا یک جا بند نمیشده. (فانتزی مشاهیر از مجله ی دانستنیها) همیشه منتظر .‌‌‌.....ادامه مطلب

ما را در سایت همیشه منتظر .‌‌‌.. دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 49 تاريخ: جمعه 1 دی 1396 ساعت: 6:30

صفحه بندی